عزت الله مولايى نيا همدانى
343
نسخ در قرآن ( فارسى )
در دو مرحله به صورت تدريج تشريع شده و اولى زمينهء دومى و آن مكمل اولى مىباشد . دليل سوم إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ « 1 » ، منكران « نسخ » مىگويند : اين آيه دو مطلب بسيار با اهميتى را اثبات مىنمايد الف : نسبت قرآن به خداوند سبحان ثابت بوده و در آن هيچ شك و شبههاى نيست كه اين كتاب با عظمت از سوى ذات اقدس ربوبى بر رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - فرويش نموده است . ب : اين كتاب كه از سوى ذات لايزال حق بوده ، تا ابد از هرگونه گزندى ، اعم از تحريف ، تغيير به صورت مطلق مصون و محفوظ بوده و خواهد ماند و خداوند بر هر دو مسأله تعهد نموده و وعدهء حق ضرورى و حتمى و تخلفناپذير است ، چه اين تعهد تنها متعلق به لفظ آن باشد ، ( در اين صورت « نسخ » و نسيان و تحريف و نقص در آن متصور نيست ) و خواه متعلق به حفظ وثوق و اعتماد بر قرآن باشد ، ( در اين صورت تا ابد هيچ چيزى معارض امامت و حجيت آن نخواهد شد و پيوسته مورد وثوق و اعتماد مسلمانان بوده و مهيمن بر همهء مكاتب خواهد بود ) و خواه متعلق به هر دو امر باشد ، در اين صورت همهء مطلوب ما از جميع جهات برآورده مىگردد . قرآن كريم ، همانگونه كه حافظ و نگهبان منصب امامت و منصهء تماميت و كرسى حجيت تامه و عهدهدار هدايت عامه ( بنابر آيات مذكوره ) براى خويشتن است ، حافظ و نگهبان خويشتن از عوامل ريب در همه نواحى چهارگانهء : 1 - « نسخ » و نسيان .
--> ( 1 ) حجر ، 9 .